پشتیبانان جنبش دمکراسی خواهی در ایران - سرآغاز
سرآغاز

پرتوان باد خیزش مردم ایران برای آزادی

سرآغاز
در باره ما
اندیشه و دیدگاه ها
زنان
حقوق بشر
محیط زیست
پیام و گفتگوها
طنزهای سیاسی
خواندنی ها
رویدادها
از 100 سال گذشته
فرهنگ و هنر
آوا و سیما
نظر بدهید
دیدنی ها
پیوندها
جستجو
ایمیل دریافتی

Active Image

...
سرود ملی ایران

 
عجم زنده کردم بدین پارسی
بجای عازم بگو رهسپار- راهی
بجای مقابل بگو روبرو
بجای مساوی بگو برابر
بجای نصیحت بگو پند – اندرز
بجای مجلس بگو انجمن
بجای عقل بگو خرد
 
نکته ها
آربیتر
خداوند زاییده ترس انسان از طبیعت است.
 
سامانه های خبری، سیاسی و اجتماعی


Active Image

Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image
 
پیام شعر
من ، تو و ما / حمید مصدق

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها
با تو اكنون چه فراموشيهاست .
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد !
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،- خويشتني
از كجا كه من و تو شور يكپارچگي را در شرق باز بر پا نكنيم؟
از كجا كه من و تو مشت رسوايان را وا نكنيم؟ .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي پنجه در پنجه هر دشمن  آويزد
دشتها نام تو را مي گويند .
كوهها شعر مرا مي خوانند .
كوه بايد شد و ماند،
رود بايد شد و رفت،
دشت بايد شد و خواند .
در من اين جلوه اندوه ز چيست ؟
در تو اين قصه پرهيز - كه چه ؟
در من اين شعله عصيان نياز،
در تو دمسردي پاييز - كه چه ؟
حرف را بايد زد !
درد را بايد گفت !
سخن از مهر من و جور تو نيست .
سخن از
متلاشي شدن دوستي است ،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
...
سينه ام آينه اي ست،
با غباري از غم .
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .
...
من چه مي گويم،آه ...
با تو اكنون چه فراموشيها؛
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست .
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
 

 

گزینش وانتشارهر نوشتاری در این سامانه در راستای باور و احترام به آزادی اندیشه و بیان و گردش آزاد آن است و لزوما تائیدی بر محتوا و مضمون آن نیست و همواره نویسنده، مسئول و پاسخگو می باشد
 
با آنکه، دلش ميزند نبض جدائی درباد، سخن ميگويم / آريوبرزن داريوش
به مناسبت سالگشت بيست و يکم آذريکهزارو سيصدو بيست و پنج

مصيبت بار است ، که ملتی تاريخ گذشتۀ خويش رابه فراموشی سپرد. تا زمانهای بسياربر آن بگذرد و آينده گانش آگاه نشوند که بر سرزمين اجدادی شان چه آمده است. چه حماسه هائی آفريده شده؟ وچه ناراستی ها به بهانۀ عشق به ميهن ، مردم دوستی و نيات آزادی خواهی توسط سرسپرده گان و فرمانبُرداران بيگانگان و شب پرستانِ کور دل به نام خدمت به خلق بانجام رسيده است؟ وپلشت تر آنکه ، ناآگاهی ، بی اخلاقی و منفعت جوئی مشتی بی وطن، سببی گردند که بازايشان، به اشارت فرمانفرمايان چپ وراست خود در انديشهُ تکرارهمان قصه های مصيبت بار،همان خودمختاری طلبيها ، آزادی خواهی های کذائی واستقلال طلبی های آنچنانی بر آيند. ... اگر تاريخ بما تجربه ای نيآموزد، براستی به چه کار ميآيد؟.

*****
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
معمای جنگ و بضاعت فرهنگی ما / ویکتوریا آزاد
www.victoriaazad.com
بار دیگر دفتر ماجرای حملهء نظامی باز شد و ده ها مقاله و اظهار نظر در خصوص رد و یا قبول این پدیده بروز کرد. نگارندهء این مقاله، متأثر از این فضا، تصمیم گرفت که ـ با باور به تأثیرگذاری ادامهء  مبارزه سیاسی غیرخشونت آمیز ـ به این موضوع از منظر دیگری بپردازد. و آن منظر نوع گفتمان و فرهنگ گفتگوئی است که در میان ایرانیان ملقب به نام اپوزیسیون و یا پوزیسیون جاری است.
در روزهای اخیر شاهد ایمیل پراکنی ها و مقالات و بیانیه هائی بودیم که مرا عمیقاً به این فکر فرو برده اند که با این بضاعت فکری و فقر فرهنگی براستی چه کسانی سرنوشت آیندهء ما را رقم خواهند زد؟ آنان که تنها به دلیل اختلاف نظر حاضرند یکدیگر را خرد و بی ارزش کنند آیا قابلیت پس زدن اهرم های قدرت استبداد اسلامی را در کشور من دارا هستند؟ آیا خود بخشی از این زنجیرهء استبداد نیستند؟ انسان هائی که نام های آکادمیک و عناوین سیاسی گوناگونی را نیز حمل می کنند و اتفاقاً در کشورهای دموکراتیک نیز اقامت دارند چرا اينگونه با مخالفین خود رفتار می کنند؟
نقد بی تعارف من نه از جنس آن است که همه را نفی کند و به منزه طلبی روی آورد؛ بلکه از جنس نقد یک آسیب شناس است که بدنبال کشف آفت ها و حقیقت است. متأسفانه در این میان بیش از بیش می بینم که افرادی آنچنان دچار فرقه گرائی و خودشیفتگی نظری شده اند که جایگاه و حد خود را فراموش می کنند و آگاهانه و یا شاید غیر آگاهانه موجب بروز نزاع های بی فایده ای می شوند که هم انرژی خود و هم انرژی دیگران را تلف می کند و ما را از اصل ماجرا بدور می سازد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
به یاد منصور خاکسار / سعید رهنما
مصاحبه با زنده یاد منصور خاکسار ابتدا در کتاب تجدید حیات سوسیال دموکراسی در ایران؟ انتشارات باران٬ با نام مستعار پرویز منصور بچاپ رسید. از آنجا که این مصاحبه جنبه هائی از شخصیت و نظرات منصور٬ و گوشه ای از تجربه زندگی سیاسی او را نشان می دهد٬ در اینجا مجددا چاپ می شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه ٣ ارديبهشت ۱٣٨۹ - ۲٣ آوريل ۲۰۱۰
وقتی خبر مرگ خود خواسته منصور را دریافت کردم بشدت منقلب شدم. منصور خاکسار از شریف ترین انسانهای مبارزی بود که می شناختم. با او در دوران انقلاب آشنا شدم٬ و از همان ابتدا شیفته شخصیت نجیب و آرام او شدم. از طریق او با برادران گرانمایه اش٬ ناصر٬ از پیشکسوتان جنبش کارگری ایران٬ و با دوست عزیز و گرامی ام نسیم آشنا شدم. واضح ترین خاطره ای که از منصور دارم به شبی باز می گردد که پس از یک جلسه با گذر طولانی از کوچه پس کوچه ها به خیابان پهلوی رسیدیم . به محض آنکه سوار اتومبیل مان شدیم و قبل از آنکه من بتوانم ماشین را روشن کنم٬ دراتومبیل از دو طرف باز شد و دو پاسدار درشت هیکل بی گفتگو شروع به جستجوی قسمت کمر ما کردند تا مطمئن شوند که اسلحه حمل نمی کنیم. هر دوی ما را پیاده کردند و جداگانه شروع به سئوال و جواب کردند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
هر کس مخالف رژیم است اپوزیسیون نیست
 
متن کامل گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل
ترجمه به فارسی توسط کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران
وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
A/66/374
تاریخ ثبت در مجمع عمومی ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۱
تاریخ پخش عمومی ۱۵ اکتبر ۲۰۱۱
یادداشت دبیر کل سازمان ملل:

خلاصه:
دبیر کل سازمان ملل مفتخر است که گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران را که از سوی گزارشگر ویژه حقوق بشر، احمدشهید، بر طبق قطعنامه مصوب شورای حقوق بشر ۱۶/۹ تهیه شده است را به اعضای مجمع عمومی ارائه کند.

گزارشگر ویژه در قبال مسوولیتهای خود به صورت رسمی از ۱۰ مرداد ماه ۱۳۹۰ آغاز به کار کرد. به دنبال این انتصاب دیرهنگام در آن زمان گزارشگر ویژه به دبیر کل اعلام کرد که وی در موقعیت ارائه گزارشی جامع نیست اما تمرکز گزارش وی بر متدولوژی و روش کار وطبقه بندی جدیدترین روندهای وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی خواهد بود و بر نیاز به شفافیت و همکاری بیشتر جمهوری اسلامی تاکید خواهد کرد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
نقدی بر فرهنگ بهتان و بدعت گذاری / دکتر عبدالستار دوشوکی
گویند مــُلا را دو بـُز بود، یکی از آن دو بگریخت. مــُلا هر چند کوشید گرفتن آن نتوانست، بر گشت و بـُز بسته را بـزدن گرفت. سبب پرسیدند، گفت شما ندانید اگر این بسته نبود از دیگری چابکتر می گریخت! این همان مصداق کلام مولانا است که می گوید: حرف قران را ضریران معدنند / خـر نبینند و به پالان بر زنند. در عصر پسامـُدرن امروز این حکایت تنی چند از "سکولاریست های نو" که دستشان به دامن مذهبیون حاکم بر ایران نمی رسد می باشد که با استدلالی نسبتا ً مشابه شلاق انتقاد و تازیانه بهتان را بر پیکر "سکولاریست های قدیمی" و دگراندیشان مخالف با بدعت گذاری در واژه ها فرود می آورند. اگرچه اندکی از دوستان وابسته به شبکه ء سکولارهای سبز با عطوفت و مهربانی بیشتری برخورد کرده اند که مستحق سپاسگزاری و قابل تحسین است.

متسفانه تیتر مندرجه در سایت سکولاریسم نو تحت عنوان " عبدالستار دوشوکی: چرا با سکولاريسم نو مخالفم" مرا بیاد تیترهای تحریک آمیز روزنامه های "تابلوید" و جنجالی غربی می اندازد که برای افزایش تیراژ تیتر صفحه اول را بصورت جنجالی می نویسند؛ علیرغم اینکه بنده با اعتقاد راسخ به اینکه سخن را زیوری جز راستی نیست بارها بوضوح آشکار کرده ام که من نه تنها با سکولاریسم مخالف نیستم بلکه خود را سکولار دمکرات دانسته و جدایی نهاد دین از نهاد حکومت را یکی از ارکان ضروری و اساسی دمکراسی می دانم. مخالفت من با فرهنگ بدعت گذاری در واژه های جهانشمول و شناخته شده نظیر سکولاریسم، دمکراسی، سوسیالیسم و حقوق بشر و چسباندن پیشوند و پسوند به آنها است
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
از خوشکیش تا خاوری/ دکتر مهرداد حریری
هفته گذشته یکی دیگر از نمونه های فساد گسترده مالی مافیای اقتصادی جمهوری اسلامی افشا شد و در طی آن محمودرضا خاوری، رئیس بانک ملی ایران (و به قول وب سایت رسمی بانک ملی بزرگترین بانک دنیای اسلام) که از عوامل این رسوایی مالی بود به کانادا گریخت. زوایای این رسوایی مالی آنقدر است که رسیدگی به همه آنها نیاز به گروه های کارشناسی ویژه دارد، اما شاید بزرگترین رسوایی برای نظام جمهوری اسلامی این است که ارشدترین مقامات آن نظام نیز احساس امنیت اجتماعی نمی کنند و متوسل به شهروندی کشور دیگری می گردند. محمودرضا خاوری دارای شهروندی کانادا است و این اوج رسوایی نظامی است که جز پوسیدگی از آن چیزی نمانده است. نظامی که حتی لحظه ای توان ایستادن بدون اتکا به اسلحه را ندارد.

محمودرضا خاوری
بیش از سه دهه پیش زمانی که شایسته سالاری نسبی در کشور حاکم بود، در جایگاه رئیس هیات مدیره بانک ملی ایران، یوسف خوشکیش بود که پس از پیروزی انقلاب دستگیر شد و مدتی بعد اعدام گردید. یوسف خوشکیش در ابتدا کارمند ساده بانک بود که پس از قبولی در کنکور اعزام کارمندان بانک به خارج به فرانسه رفت و دوره بانکداری را در آنجا تکمیل کرد. پس از بازگشت به ایران و چند سال خدمت در بانک با گذراندن امتحان دیگری از طرف بانک ملی برای تکمیل تحصیلات بانکداری، این بار به انگلستان رفت و پس از طی این دوران مجددا به ایران بازگشت و به خدمت خود در این بانک ادامه داد. وی به دلیل شایستگی ها و دانش گسترده در زمینه بانکداری مراتب ترقی را طی نمود تا به عضویت هیات مدیره بانک ملی رسید و نهایتا به ریاست هیات مدیره برگزیده شد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
سکولاریسم نو ! نواختن شیپور از سر گشاد آن / عــبـدالـسـتـار دوشـوکی
اصرار بر نواختن شیپور سکولاریسم از سر گشاد آن رسالت "نامیمونی" است که عده ای آن را تا فراسوی مرز پرخاشگری، تقدیس افراطی همانند صلیبی مقدس در رهگذر جدال اندیشه ها بر دوش کشیده و فریاد بر می آورند: یــافتم! یافتم! نسخه نـــو ِ آن را یافتم! در حالیکه سکولاریسم یا دمکراسی نسخه "نو" و "کهنه" ندارد.  در این مقاله  بسیار کوتاه معرفت شناسی انتقادی آن "یافته" جدا بافته و عملکرد سیاسی شارحان "سکولاریسم جزم اندیش و پرخاشگر" را در ترازوی نقد عریان مورد ارزیابی و کالبدشکافی قرار می دهم؛ زیرا "سخن هر چه کوته بود خوشتر است / بگویم گرت هوش اندر سر است". یا بعبارتی "چون سخن نیک بود مختصر آید".  بر طبق پژوهش ها و نظر سنجی های متفاوت، بریتانیا یکی از "لامذهب ترین" یا بعبارتی در عمل سکولارترین کشورهای دنیا است در حالیکه از منظر قانون (۱) ملکه یا پادشاه  بریتانیا، هم رئیس حکومت (State) و هم رئیس مذهب یا کلیسای پروتستان (Church) می باشد؛ و تفکیک قانونی بین نهاد مذهب و نهاد حکومت وجود ندارد. اما عملا ً بریتانیا دارای یک سیستم سیاسی آزاد، دمکراتیک و پویای مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر می باشد. در برخی از کشورهای اروپایی نظیر ایرلند پاره ای از قوانین نظیر آموزش عمومی در مدارس مذهبی ِ وابسته به کلیسا، قانون سقط جنین، و حتی روش های جلوگیری از بارداری بر اساس احکام الهی دین مسیحیت و نه علم نوین و یا عرف رایج وضع شده اند. در این کشورها برخی از ضوابط و مناسبات قانونی حکومتی بر پایه احکام دین مسیحیت بنیاد شده اند، و تفکیک مشخص قانونی بین دین و حکومت، مثلا ً بر خلاف آنچه که در فرانسه ء "لائیک" است،  وجود ندارد. وانگهی بسیاری از احزاب دمکراتیک در کشورهای مترقی و آزاد نظیر احزاب دمکرات ـ مسیحی، سوسیال ـ مسیحیی ، ملی ـ مذهبی و محافظه کاران مذهبی و سیاست های آنها ریشه ای عمیق و تاریخی در مذهب مسیحیت دارند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان / مریم نورائی‌نژاد

زنگ «پنج فرمان» مدارس دخترانه به صدا درآمد: ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان

مدرسه فمینیستی: روزهای پایانی شهریور و آغازین مهر، برایم یادآور احساسات و خاطرات عجیب و بعضا" تلخی است که هرساله در همین روزها تکرار و تکرار می‌شوند. احساساتی که ریشه‌هایش در همان کودکی‌ام باقی مانده‌اند و کمکی به تنومند شدن ساقه و شاداب‌تر شدن برگ‌های دیدگاه‌هایم نکرده‌اند. به مهر و مدرسه که فکر می‌کنم می‌بینم انگار هنوز هم دورم از همه آنچه باید تجربه می‌کردم و مدرسه با همان ساختارش نگذاشت. زنگ صدای تحکم آمیز ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان هنوز هم در گوشم می‌زند. چون من دختر بودم. همین ۵ فرمانی که به نظرم آنقدر تعیین کننده و سرنوشت سازند که انگار می‌توان به واسطه آنها نه تنها سرنوشت من، بلکه سرنوشت یک جامعه را هم تغییر داد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
اختلاس نجومی و تصفیه حکومتی / حسین باقرزاده
iran-emrooz.net
سه‌شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ – 20 سپتامبر 2011
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

داستان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی به یکی از حادترین وسایل تصفیه حساب مخالفان احمدی‌نژاد در حاکمیت با او و اطرافیانش تبدیل شده است. در این اختلاس که بزرگترین از نوع خود در تاریخ بشمار می‌رود، پای سردمداران «جریان انحرافی» به میان آمده است. از آن سو، احمدی‌نژاد مخالفان خود را به بهره‌گیری از این واقعه برای حمله به او و دولتش متهم کرده است. در طول چند روز گذشته، دو قوه قضاییه و مقننه به شدت پیگیر امر شدند. از یک سو، رییس قوه قضاییه با صدور دستورالعملی محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور را مأمور رسیدگی به این پرونده کرد، و از سوی دیگر، مجلسیان با تشکیل جلسه ناعلنی به بررسی این اختلاس پرداختند و اظهارات دو نماینده دولت یعنی وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی نتوانست آنان را قانع کند. بلافاصله اعلام شد که ۱۹ نفر در این رابطه دستگیر شده‌اند، و درست هنگامی که زمزمه‌های دستگیری اسفندیار رحیم مشایی و اطرافیان او مطرح بود، احمدی‌نژاد آنان را با خود به نیویورک برد تا موقتا این خطر را از سر آنان رفع کند. اکنون چشم‌ها همه منتظرند تا ببینند پس از بازگشت احمدی‌نژاد و یارانش به ایران چه حوادثی در انتظار آنان خواهد بود.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
سایر مطالب .......
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 60 از 1783
� � �

poshtibanan_logo.gif
freedom.jpg

 
از نگاه دوربین
Image8.jpg
سرزمین ما ایران
Image25.jpg
درخواست



هفتم آبان ، 29 اکتبر روز کورش بزرگ را گرامی بداریم


به پيشنهاد طرفداران حقوق بشر جهانی اکنون زمان آن رسيده که نه فقط دولت ها، بلکه هر فردی بر پای اعلاميه جهانی حقوق بشر امضا بگذارد ما مردمان جهان با پذیرش و رعایت اين ميثاق های انسانی به تثبيت و جهانی شدن حقوق بشر کمک می کنيم
از تارنمای هرانسانی حق دارد بازدید کنید!
http://www.everyhumanhasrights.org/








طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست

با چشمهای روشنِ براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما :

یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

محمدرضا شفیعی کدکنی
 
شعر
حلاج
شفیعی کدکنی

در آینه دوباره نمایان شد

با ابر گیسوانش در باد
باز آن سرود سرخ اناالحق
ورد زبان اوست
تو در نماز عشق چه خواندی ؟
که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند
نام تو را به رمز
رندان سینه چاک نشابور
در لحظه های مستی
مستی و راستی
آهسته زیر لب
تکرار می کنند
وقتی تو
روی چوبه ی دارت
خموش و مات
بودی
ما
انبوه کرکسان تماشا
با شحنه های مامور
مامورهای معذور
همسان و همسکوت ماندیم
خاکستر تو را
باد سحرگهان
هر جا که برد
مردی ز خاک رویید
در کوچه باغ های نشابور
مستان نیم شب به ترنم
آوازهای سرخ تو را باز
ترجیع وار
زمزمه کردند
نامت هنوز ورد زبان هاست
 

 

 

 

www.poshtibanan.org - www.poshtibanan.com - www.poshtibanan.net - 2006